اهلی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 1154

1. شبی با نامرادان باش و ترک خود مرادی کن

2. درآ چون آفتاب از در شب و تا روز شادی کن

3. من آخر کشته خواهم شد برسوایی زعشق تو

4. اگر خواهی نهانم کش وگر خواهی منادی کن

5. دلا گر همدمی با نو غزالان آرزو داری

6. چو مجنون ترک مردم گیر و رو در کوه و وادی کن

7. تو میخواهی مراد و نامرادت دوست میخواهد

8. دلا چون این مراد اوست با ما نامرادی کن

9. نهاد چرخ کجرو با کسی کی راست میگردد

10. بمهر ظاهرش منگر حذر از کج نهادی کن

11. بنور عقل در عالم ره شادی که میباید

12. درین ظلمت سرا اهلی چراغ عقل هادی کن


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* جای حیرت نیست گر شد سینه ما چاک چاک
* شیشه را چون نار خندان می کند صهبای عشق
شعر کامل
صائب تبریزی
* از پختگی است گر نشد آواز ما بلند
* کی از سپند سوخته گردد صدا بلند
شعر کامل
صائب تبریزی
* من گریان چه کنم زآن مژه و غمزه حذر
* چه یکی نیزه چه صد چون بگذشت آب از سر
شعر کامل
کمال خجندی