اهلی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 144

1. نمود چاک گریبان تنت که نسترن است

2. تو یوسفی و گواه تو چاک پیرهن است

3. حریف شاهد و ساقی کجا بود زاهد

4. میان خضر و مسیحانه جای اهرمن است

5. سبو بیار که آبی بر آتش بزنم

6. که آتشی عجب امروز در نهاد من است

7. تو سر عشق چه دانی خموش شو واعظ

8. سخن دراز مکن درس عشق یک سخن است

9. ز غصه چاک زدن جامه تا بکی اهلی

10. گذار جامه دریدن، که نوبت کفن است


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد
* دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
شعر کامل
حافظ
* عشق را عقل نمی‌خواست که بیند لیکن
* هیچ عیار نباشد که به زندان نرود
شعر کامل
سعدی
* چو رخشنده گردد جهان ز آفتاب
* رخ نرگس و لاله بینی پر آب
شعر کامل
فردوسی