اهلی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 416

1. دوش از دیرم ملک در حلقه او را برد

2. ناگه آن بت پیش چشمم آمد آنها باد برد

3. عشق او بازی ببازی دست عقلم تاب داد

4. شوخی شاگرد آخر پنجه استاد برد

5. سالها پرورد یوسف را بجان یعقوب زار

6. چون عزیز مصر گشت اورا تمام از یاد برد

7. من غلط کردم که اول ره ببستم بر سرشک

8. قطره قطره سیل گشت و خانه از بنیاد برد

9. خسرو از بخت است شیرین کام آه از دست بخت

10. رنج ضایع در جهان از طالعش فرهاد برد

11. عندلیب عاشق از بیداد گل هرچند سوخت

12. کافرم گر غیر او پیش کسی فریاد برد

13. اهلی، آن بازیچه دیدی کان تذرو خوش خرام

14. چون بدام افتاد و چون رفت و دل از صیاد برد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* از آستان پیر مغان سر چرا کشیم
* دولت در آن سرا و گشایش در آن در است
شعر کامل
حافظ
* به سایه خفته بدم دی که یارم آمد و گفت
* چه خفته ای که رسید آفتاب در سایه
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی
* می توان کردن به نرمی راه در دلهای سخت
* رشته از همواری خود غوطه در گوهر زده است
شعر کامل
صائب تبریزی