اهلی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 966

1. رفتیم برون زین چمن و هیچ نگفتیم

2. ناچیده گلی صد سخن سخت شنفتیم

3. ماییم درین گلشن عیش از ستم بخت

4. آن غنچه دلتنگ که هرگز نشکفتیم

5. سودیم بپای همه کس چهره اخلاص

6. با اینهمه گرد غمی از چهره نرفتیم

7. آن سوخته بیدل و یاریم که یکشب

8. با همنفسی دست در آغوش نخفتیم

9. اهلی مخور افسوس گر افتاد دل از دست

10. بگذار که تا در پی دل باز نیفتیم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چه مایه بر سر این ملک سروران بودند
* چو دور عمر به سر شد درآمدند از پای
شعر کامل
سعدی
* بس که شب ها دور از آن گل خاک بر سر می کنم
* همچو سبزه صبحدم از خاک سر بر می کنم
شعر کامل
جامی
* گفتی اندر خواب گه گه روی خود بنمایمت
* این سخن بیگانه را گو، کآشنا را خواب نیست
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی