امیر معزی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 9

1. گر تو پنداری که رازم بی‌تو پیدا نیست هست

2. یا دلم مشتاق آن رخسار زیبا نیست هست

3. یا ز عشق لولو و یاقوت شَکَّر بار تو

4. چشم ‌گوهر بار من هر شب چو دریا نیست هست

5. ور تو را صورت همی بندد که از چشم و دلم

6. آب و آتش تا ثَری و تا ثُریّا نیست هست

7. گر تو پنداری که بی‌وصل تو جان اندر تنم

8. مستمند و دردمند و ناشکیبا نیست هست

9. ور تو پنداری که از جور و جفای روزگار

10. در دِماغ و طبع من سودا و صفرا نیست هست

11. گر گمان تو چنان است ای صنم ‌کز عشق تو

12. این بلاها بر من بیچاره تنها نیست هست

13. این همه زشتی مکن کامروز را فردا بود

14. ور تو گویی از پس امروز فردا نیست هست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بناهای آباد گردد خراب
* ز باران وز تابش آفتاب
شعر کامل
فردوسی
* حیله در شرع محبت بازی خود دادن است
* خون خصم خویش را پرویز نامردانه ریخت
شعر کامل
صائب تبریزی
* من نه تنها خواهم این خوبان شهر آشوب را
* کیست در شهر آنکه خواهان نیست روی خوب را
شعر کامل
جامی