امیرخسرو دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1403

1. می خواستم که روزه گشایم نماز شام

2. سر بر زد آفتاب جهانسوز من ز بام

3. با قامتی که سرو سهی گر ببندش

4. یک پا ستاده تا به قیامت کند قیام

5. برداشت پرده از رخ و چون روز عرضه کرد

6. بر من نماز صبح به وقت نماز شام

7. کردم سلام و سر بنهادم به روی خاک

8. هر چند سجده سهو بود از پی سلام

9. ای عید روزگار، نهان کن رخ چو ماه

10. بر عاشقان خویش مکن روزه را حرام

11. من بی قرار مانده و تو بر قرار خویش

12. درویش روزه بسته و حلوا هنوز خام

13. روزه مدار چون لب تو پر ز شکر است

14. آزاد کن غلامی، ای خسروت غلام


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* نگفتمت مرو آن جا که مبتلات کنند
* که سخت دست درازند بسته پات کنند
شعر کامل
مولوی
* کسی با شوق روحانی نخواهد ذوق جسمانی
* برای گلبن وصلش رها کن من و سلوی را
شعر کامل
عطار
* آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد
* صبر و آرام تواند به من مسکین داد
شعر کامل
حافظ