امیرخسرو دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 156

1. به هر بیتی که وصف آن رخانست

2. چو نیکو بنگری شه بیت آنست

3. کمر که بسته او هست جانم

4. مرا جانی ست آن هم در میانست

5. ندارم در میان تو سخن هیچ

6. ولی جان را سخن در آن دهانست

7. به ما گر می کند چشم تو شوخی

8. که شوخی شیوه های سرخوشانست

9. به هر مو زلف تو دارد دو صد دل

10. چه دزدی پر دلی نامهربانست

11. دلم را برد و جان را کشت چشمت

12. جهانگیرست و هم صاحب قرانست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* هر آدمی که کشتهٔ شمشیر عشق شد
* گو غم مخور که ملک ابد خونبهای اوست
شعر کامل
سعدی
* شود کوه آهن چو دریای آب
* اگر بشنود نام افرسیاب
شعر کامل
فردوسی
* کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست
* هیچ بازار چنین گرم که بازار تو نیست
شعر کامل
سعدی