امیرخسرو دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1900

1. ما را در آرزویت بگذشت زندگانی

2. باقیست تا دو سه دم، دریاب گر توانی

3. چشمت که کشت ما را باشد همین قصاصش

4. کز دور مردن من بنماییش نهانی

5. گر این تن چو مویم بوده ست از تو گویی

6. تو دیر زی که اینک مردیم از گرانی

7. رشک آیدم ز تیغت بر عاشقان دیگر

8. این لطف هم مرا کن از بهر آن جوانی

9. چون بر سرم رسیدی، بر من مبارک آمد

10. مردن بر آستانت، ای جان زندگانی

11. شکر غم تو گویم کز دولتش همه شب

12. با دیده در شرابم، با دل به دوستگانی

13. با سوز خود خوشم من، بر من مخند گه گه

14. تا بیشتر نگردد این داغهای جانی

15. گر بگذری بدانسو، ای باد، زلف او را

16. زان گونه کو نداند، از من دعا رسانی

17. بی او، دلا، ز خسرو کم جو قرار و سامان

18. کو رسم صبر داند، لیکن چنانکه دانی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* رزق ما آید به پای میهمان از خوان غیب
* میزبان ماست هر کس می شود مهمان ما
شعر کامل
صائب تبریزی
* گر کسی وصف او ز من پرسد
* بیدل از بینشان چه گوید باز
شعر کامل
سعدی
* به هر جنسی که می گیرند اخلاص و وفا خوب است
* پس از عمری گذر افتاده بر ما کاروانی را
شعر کامل
نظیری نیشابوری