امیرخسرو دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 3

1. مرا در دیست اندر دل که درمان نیستش یارا

2. من و دردت، چو تو درمان نمی خواهی دل ما را

3. منم امروز، و صحرایی و آب ناخوش از دیده

4. چو مجنون آب خوش هرگز ندادی وحش صحرا را

5. شبت خوش باد و خواب مستیت سلطان و من هم خوش

6. شبی گر چه نیاری یاد بیداران شبها را

7. ز عشق ار عاشقی میرد، گنه بر عشق ننهد کس

8. که بهر غرقه کردن عیب نتوان کرد دریا را

9. بمیرند و برون ندهند مشتاقان دم حسرت

10. کله ناگه مبادا کج شود آن سرو بالا را

11. به نومیدی به سر شد روزگار من که یک روزی

12. عنان گیری نکرد امید، هم عمر روان ما را

13. مزن لاف صبوری خسروا در عشق کاین صرصر

14. به رقص آرد چو نفخ صور، کوه پای بر جا را


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم
* به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم
شعر کامل
سعدی
* سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی
* به عمل کار برآید به سخندانی نیست
شعر کامل
سعدی
* ترا دایه گر مرغ شاید همی
* پس این پهلوانی چه باید همی
شعر کامل
فردوسی