انوری_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 135

1. هرکه دل بر چون تو دلداری نهد

2. سنگ بر دل بی‌تو بسیاری نهد

3. وانکه را محنت گلی خواهد شکفت

4. روزگارش این چنین خاری نهد

5. وانکه جانش همچو دل نبود به کار

6. خویشتن را با تو در کاری نهد

7. تحفه سازد گه گهم آن دل ظریف

8. آرد و در دست خونخواری نهد

9. نیک می‌کوشد خدایش یار باد

10. بو که روزی دست بر یاری نهد

11. عشق گفت این هجر باری کیست و چیست

12. خود کسی بر دل ازو باری نهد

13. بار پای اندر میان خواهد نهاد

14. تا به وصلت روز بازاری نهد

15. هجر گفت از جانب تو راست شد

16. اینت سودا و هوس آری نهد

17. یار پای اندر میان ننهد ولیک

18. انوری سر در میان باری نهد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* پیری و جوانی پی هم چون شب و روزند
* ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم
شعر کامل
سعدی
* با کمال تو فلک یک نقطه است
* با وقار تو زمین یک خردل
شعر کامل
انوری
* آن که از چشم تو افکند مرا بی تقصیر
* چشم دارم به همین درد گرفتار شود
شعر کامل
صائب تبریزی