انوری_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 259

1. ای رخت رشک آفتاب شده

2. آفتاب از رخت به تاب شده

3. آفتابیست آن دو عارض تو

4. زلف تو پیش او نقاب شده

5. زود بینم ز تیر غمزهٔ تو

6. عالمی سر بسر خراب شده

7. گرچه هست ای پری‌وش مه‌رو

8. بتگری را رخت مب شده

9. هست بر آتش غم هجرت

10. جگر انوری کباب شده


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
* من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود
شعر کامل
سعدی
* از رخ و زلفین او شطرنج بازی کرده‌ام
* زان که زلفش ساج بود روی او چون عاج بود
شعر کامل
سنایی
* گوشم شنید قصه ایمان و مست شد
* کو قسم چشم صورت ایمانم آرزوست
شعر کامل
مولوی