عطار_اسرارنامهبخش چهاردهم (فهرست)

شمارهٔ 5-الحکایه و التمثیل

1. بدان دیوانه گفت آن مرد مؤمن

2. که هر کو شد بکعبه گشت ایمن

3. فراوان تن زد آن دیوانه در راه

4. که تا در مکه آمد پیش درگاه

5. هنوز از کعبه پای او بدر بود

6. که بربودند دستارش ز سر زود

7. یکی اعرابی را دید بی نور

8. که دستارش بتک می‌برد از دور

9. زفان بگشاد آن مجنون بگفتار

10. که اینک ایمنی آمد پدیدار

11. چو دستارم ز سر بردند بر در

12. میان خانه خود کی ماندم سر

13. نشان ایمنی بر سر پدیدست

14. بخانه چون روم بر در پدیدست

15. ولی جایی که صد سر گوی راهست

16. چه جای امن دستار و کلاه است

17. هزاران سر برین در ذره‌ای نیست

18. هزاران بحر اینجا قطره‌ای نیست

19. هزاران جان نثار افتد بر آن سر

20. که بربایند دستارش بر آن در

21. تو تا بیرون نیایی از سرو پوست

22. نیابی ایمنی بر درگه دوست

23. ز تو تاهست باقی یک سر موی

24. یقین می‌دان که نبود ایمنی روی

25. نشان امن این ره بی شک اینست

26. شب معراج واترک نفسک اینست

27. اگر پیدا شوی حیران بمانی

28. وگر پنهان شوی پنهان بمانی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چاره من مرهم کافوری صبح است و بس
* من که دارم بر جگر داغی ز هر اختر جدا
شعر کامل
صائب تبریزی
* به نوبت‌اند ملوک اندرین سپنج سرای
* کنون که نوبت تست ای ملک به عدل گرای
شعر کامل
سعدی
* اگر چه در طلبت همعنان باد شمالم
* به گرد سرو خرامان قامتت نرسیدم
شعر کامل
حافظ