عطار_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 797

1. هزاران جان سزد در هر زمانی

2. نثار روی چون تو دلستانی

3. توان کردن هزاران جان به یک دم

4. فدای روی تو چه جای جانی

5. نثار تو کنم منت پذیرم

6. اگر جانم بود هر دم جهانی

7. بجز عشقت ندارم کیش و دینی

8. بجز کویت ندارم خان و مانی

9. نیارم داد شرح ذوق عشقت

10. اگر هر موی من گردد زبانی

11. اگر هر دو جهان بر من بشورند

12. ز شور عشق کم نکنم زمانی

13. مرا جانا از آن خویشتن خوان

14. توانی دید خود را تا توانی

15. تو سلطانی اگر محرم نیم من

16. قبولم کن به جای پاسپانی

17. چه می‌گویم چه مرد این حدیثم

18. خطار رفت این سخن یارب امانی

19. اگر صد بار خواهم کوفت این در

20. نخواهد گفت کس کامد فلانی

21. نشان کی ماند از عطار در عشق

22. چو می‌جوید نشان از بی نشانی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ملکت عاشقی و گنج طرب
* هر چه دارم ز یمن همت اوست
شعر کامل
حافظ
* به نام خداوند خورشید و ماه
* که او داد بر آفرین دستگاه
شعر کامل
فردوسی
* مکن شتاب به رفتن که می رود جانم
* اگرچه عمری و نبود عجب شتاب از تو
شعر کامل
جامی