عطار_الهی نامهبخش پنجم (فهرست)

شمارهٔ 12-(10) حکایت دیوانه و نماز جمعه

1. یکی دیوانه بود از اهل رازی

2. نکردی هیچ جز تنها نمازی

3. کسی آورد بسیاری شفاعت

4. که تا آمد بجمعه در جماعت

5. امام القصّه چون برداشت آواز

6. همی آن غُر نُبیدن کرد آغاز

7. کسی بعد از نماز از وی بپرسید

8. که جانت در نماز از حق نترسید

9. که بانگ گاو کردی بر سر جمع؟

10. سرت باید بریدن چون سر شمع

11. چنین گفت او کامامم پیشوا بود

12. بدو چون اقتدای من روا بود

13. چو در الحمد گاوی می‌خرید او

14. ز من هم بانگِ گاوی می‌شنید او

15. چو او را پیش رو کردم بهر چیز

16. هر آنچ او می‌کند من می‌کنم نیز

17. کسی پیش خطیب آمد بتعجیل

18. سؤالش کرد ازان حالت بتفصیل

19. خطیبش گفت چون تکبیر بستم

20. دهی مِلکست جائی دور دستم

21. چو در الحمد خواندن کردم آغاز

22. بخاطر اندر آمد گاو دِه باز

23. ندارم گاو گاوی می‌خریدم

24. که از پس بانگ گاوی می‌شنیدم


قبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بلبل از شاخ گل افتد به زمین از مستی
* گر سحر بوی خوشت جانب گل‌زار آرند
شعر کامل
فروغی بسطامی
* کسی که روی تو دیدست حال من داند
* که هر که دل به تو پرداخت صبر نتواند
شعر کامل
سعدی
* صاف چون آیینه می باید شدن با خوب و زشت
* هیچ چیز از هیچ کس در دل نمی باید گرفت
شعر کامل
صائب تبریزی