عطار_الهی نامهبخش هفتم (فهرست)

شمارهٔ 17-(15) سؤال آن مرد از مجنون در باب لیلی

1. یکی پرسید ازان مجنونِ غمگین

2. که از لیلی چه می‌گوئی تو مسکین

3. بخاک افتاد مجنون سر نگون سار

4. بدو گفتا بگو لیلی دگر بار

5. تو از من چند معنی جوی باشی

6. ترا این بس که لیلی گوی باشی

7. بسی گر دُرِّ معنی سفته آید

8. چنان نبوَد که لیلی گفته آید

9. چو نام و نعت لیلی بازگفتی

10. جهانی در جهانی راز گفتی

11. چو دایم نام لیلی می‌توان گفت

12. ز غیری کفرم آید یک زمان گفت

13. کسی کو نام لیلی کردی آغاز

14. بر مجنون همی عاقل شدی باز

15. وگر جز نام لیلی یاد کردی

16. شدی دیوانه و فریاد کردی

17. اگر گم بودن خود یاد داری

18. روا باشد که از وی یاد آری

19. ولی تا از خودی سدّیت پیشست

20. اگر یادش کنی آن یاد خویشست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چشم عاشق نتوان دوخت که معشوق نبیند
* پای بلبل نتوان بست که بر گل نسراید
شعر کامل
سعدی
* من قدم بیرون نمی‌یارم نهاد از کوی دوست
* دوستان معذور داریدم که پایم در گلست
شعر کامل
سعدی
* شاه و گدا به دیده دریادلان یکی است
* پوشیده است پست و بلند زمین در آب
شعر کامل
صائب تبریزی