عطار_مختارنامهباب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر (فهرست)

شمارهٔ 10

1. عمری که ز رفتنش چنین بیخبرم

2. بگذشت چو باد و پیری آمد به سرم

3. شد روز جوانی و درآمد شب مرگ

4. وز بیم شب نخست خون شد جگرم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* لب از ترشح می پاک کن برای خدا
* که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
شعر کامل
حافظ
* حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است
* کسی آن آستان بوسد که جان در آستین دارد
شعر کامل
حافظ
* سعدیا گر بکند سیل فنا خانهٔ عمر
* دل قوی دار که بنیاد بقا محکم ازوست
شعر کامل
سعدی