عطار_مصیبت نامهبخش سی ام (فهرست)

شمارهٔ 3-الحكایة و التمثیل

1. مرغکیست استاده چست افتاده کار

2. نیست بر شاخش چو هر مرغی قرار

3. جملهٔ شب تا بروز او نعره زن

4. می در آویزد بیک پا خویشتن

5. جملهٔ شب بی قراری میکند

6. نالهٔ خوش خوش بزاری میکند

7. چون همه شب بر نیاید کار او

8. خون چکد یک قطره از منقار او

9. چون رود یک قطره خون از دل برونش

10. دل چو دریائی شود زان قطره خونش

11. شور ازان یک قطره در دریافتد

12. وآتشی زان شور در صحرا فتد

13. پس دگر شب با سر کار آید او

14. همچنان در نالهٔ زار آید او

15. چون نه سر دارد نه پای آن کار او

16. کی رسد آن نالهای زار او

17. تاترا کاری نیفتد مردوار

18. کی توانی ناله کرد از دردکار


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* تا غنچه به باغ از دهن تنگ تو دم زد
* عطار صبا مشک ختن در دهنش کرد
شعر کامل
فروغی بسطامی
* اگر چه خواب یوسف رابه بند انداخت ،درآخر
* همان ازمحنت زندان برون آوردتعبیرش
شعر کامل
صائب تبریزی
* چون نار کند شق دل مینای فلک را
* این باده پر زور که در ساغر عشق است
شعر کامل
صائب تبریزی