عطار_مصیبت نامهبخش سی ام (فهرست)

شمارهٔ 6-الحكایة و التمثیل

1. گفت دزدی را گرفت آن سر فراز

2. در میان جمع دستش کرد باز

3. دزد نه دم زد از آن نه آه کرد

4. برگرفت آن دست و عزم راه کرد

5. همچنان خاموش میبرید راه

6. تا رباطی بود رفت آنجایگاه

7. چون رسید آنجاخروشی درگرفت

8. ناله و فریاد و جوشی در گرفت

9. در فغان آمد بصد زاری زار

10. وز نفیر خویشتن شد بی قرار

11. سایلی گفتش تو با چندین خروش

12. زیر دار آخر چرا بودی خموش

13. گفت آنجا هیچ همدردم نبود

14. دست ببریده یکی مردم نبود

15. گر من آنجا سخت میجوشیدمی

16. یا بصد فریاد بخروشیدمی

17. گر بسی فریاد بودی آن همه

18. خلق را چون باد بودی آن همه

19. لیک اینجا یک بریده دست هست

20. کس چه داند او بداند درد دست

21. لاجرم گر پیش او نالم رواست

22. کو بداند نالهٔ من از کجاست

23. تا نیاید هیچ همدردی پدید

24. نالهٔ همدرد نتواند شنید

25. ذرهٔ این درد اگر برخیزدت

26. دل بصد درد دگر برخیزدت

27. گر شود این درد دامنگیر تو

28. بس بود این درد دایم پیر تو

29. ور نگیرد دامنت این درد زود

30. گفت و گوی این ندارد هیچ سود


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بلعجب دردی است درد عشق جانان کاندرو
* دردم افزون می‌شود چندان که درمان می‌کنم
شعر کامل
عطار
* از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب
* رجعتی می‌خواستم لیکن طلاق افتاده بود
شعر کامل
حافظ
* پند کسم به دل ننشیند که دل ز شوق
* پر شد چنانکه جای نماندست پند را
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی