عطار_مصیبت نامهبخش سی و هفتم (فهرست)

شمارهٔ 6-الحكایة ‌و التمثیل

1. در رهی میشد سلیمان با سپاه

2. دید جفتی صعوه را یک جایگاه

3. هر دو عشق یکدگر میباختند

4. هر دو با دل سوختن میساختند

5. گاه این یک ناز کرد و گاه آن

6. گاه این آغاز کرد و گاه آن

7. صعوهٔ عاشق زفان بگشاد و گفت

8. تو به نیکوئی مرا طاقی و جفت

9. هرچه فرمودی چنان کردم همه

10. کارهای تو بجان کردم همه

11. ور دگر فرمائیم فرمان کنم

12. هرچه تو حکمم کنی از جان کنم

13. گر توام گوئی فرو آرم بخود

14. قبهٔ ملک سلیمان از لگد

15. چون سلیمان رفت با ایوان خویش

16. گفت تا آن سعوه را خواندند پیش

17. صعوه چون آمد بدید آن کار و بار

18. شد ز لرزیدن چو برقی بیقرار

19. پس سلیمان گفت چندینی ملاف

20. صعوهٔ را لاف مه از کوه قاف

21. تو که قادر نیستی یک حبه را

22. از لگد چون بشکنی این قبه را

23. از سلیمان صعوه چون بشنود راز

24. گفت ای در دین و دنیا سرفراز

25. نامهٔ ناموس عاشق را مدام

26. مهری از یطوی و لایحکی تمام

27. عاشقان از بس که غیرت داشتند

28. جان خود را غرق حیرت داشتند

29. از سر جان پاک بر میخاستند

30. هرچه شان بایست در میخواستند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چو با حبیب نشینی و باده پیمایی
* به یاد دار محبان بادپیما را
شعر کامل
حافظ
* محتسب نمی‌داند این قدر که صوفی را
* جنس خانگی باشد همچو لعل رمانی
شعر کامل
حافظ
* ترسم که صرفه‌ای نبرد روز بازخواست
* نان حلال شیخ ز آب حرام ما
شعر کامل
حافظ