بیدل دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1507

1. روزی‌ که عشق رنگ جهان نقش بسته بود

2. تقدیر، نوک خامهٔ صنعت شکسته بود

3. عیش و غمی که نوبر باغ تجدد است

4. چندین هزار مرتبه ازیاد جسته بود

5. خاک تلاش‌ کرد به سر، خلق بی‌تمیز

6. ورنه غبار وادی مطلب نشسته بود

7. این اجتماع وهم بهار دگر نداشت

8. رنگ پریدهٔ گل تحقیق دسته بود

9. ربط‌ کلام خلق نشد کوک اتفاق

10. تاری‌ که داشت ساز تعین ‌گسسته بود

11. عمری‌ست پاس وضع قناعت وبال ماست

12. وارستگی هم از غم دنیا نرسته بود

13. کس جان به در نبرد زآفات ما و من

14. سرها فکنده دم تیغ دو دسته بود

15. دیدیم عرض قافلهٔ اعتبارها

16. جمعیتی که داشت همین بار بسته بود

17. بیدل نه رنگ بود و نه بویی در چمن

18. رسواییی به چهره عبرت نشسته بود


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* خجلست سرو بستان بر قامت بلندش
* همه صید عقل گیرد خم زلف چون کمندش
شعر کامل
سعدی
* وعدۀ لطف و کرم را مکن ای دوست خلاف
* کز کریمان نسزد آنچه خلاف کرم است
شعر کامل
جامی
* به هیچ دور نخواهند یافت هشیارش
* چنین که حافظ ما مست باده ازل است
شعر کامل
حافظ