بیدل دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 2298

1. پرواز بی نشانی دارد دماغ جاهم

2. بشکن غبار امکان تا بشکنی کلاهم

3. سر رشتهٔ جنونم ‌گیسوی ‌کیست یا رب

4. شد دهر سنبلستان از پیچ و تاب آهم

5. دریای جست‌وجو را بی پا و سر حبابیم

6. صحرای آرزو را بی‌پا و سر گیاهم

7. چون نی اگر چه نخلم بی برگ سایه داریست

8. بس ناله‌گر ضعیفی آسودهٔ پناهم

9. گردون که از فروغش هر ذره آفتابیست

10. چون داغ در سیاهیست ازکوکب سیاهم

11. آخر ز شرم هستی باید به خود فرو رفت

12. چون شمع در کمین‌ست از جیب خویش جاهم

13. سرمایهٔ حیا بود آیینه‌ گشتن من

14. همواره کرد حیرت انگارهٔ نگاهم

15. محمل به دوش وهمم فرصت شماری‌ام کو

16. چون عمر در گذشتن مرهون سال و ماهم

17. از جادهٔ رمیدن تا منزل رسیدن

18. دارد دل شکسته چون دانه زاد راهم

19. هر چند هستی من بی‌مغزی حبابی است

20. دریا سری ندارد جز در ته کلاهم

21. مشتاق‌ جلوه بودن آیین بی بصر نیست

22. در حیرتم چه حرفست ای بی‌خبر نگاهم

23. شبنم به هر فسردن محو هواست بیدل

24. دل عقده‌ای ندارد در رشته‌های آهم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* به سان‌ گوی کردم دل که دیدم آن صنم دارد
* زسنبل زلف چون چوگان و ازگل چهره چون میدان
شعر کامل
امیر معزی
* در همین زیتون و تین خواهد یقین شد آنکه هست
* طعم آن شیرینی مطلق بهر چیزی ضمین
شعر کامل
قاآنی
* در اندرون من خسته دل ندانم کیست
* که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
شعر کامل
حافظ