بیدل دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 66

1. هرزه برگردون رساندی وهم بود و هست را

2. پشت پایی بود معراج این بنای پست را

3. بر فضولی ناکجا خواهی دکان ناز چید

4. جزگشاد و بست جنسی نیست درکف دست را

5. عمرها شد شورزنجیرازنفس وا می‌کشم

6. کشور دیوانه مجنون‌کرد بند و بست را

7. قول وفعل طینت بیباک دررهن خطاست

8. لغزش پا و زبان دارد تصرف مست را

9. با همه معدوم از قید توهّم چاره نیست

10. ماهی بحرکمان هم می‌شناسد شست را

11. سرمه‌کردم تا قی چشمی به خویشم واکند

12. فطرت بی‌نورتاکی نیست بیند هست را

13. بیدل‌ازنازک‌خیالان مشق‌همواری‌خوش‌است

14. تا نیفشارد تأمل معنی یکدست را


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* افتاده را دوباره فکندن کمال نیست
* آن را که خاک راه تو شد بر زمین مزن
شعر کامل
صائب تبریزی
* بازآی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین
* کآشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می‌رود
شعر کامل
سعدی
* از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
* یادگاری که در این گنبد دوار بماند
شعر کامل
حافظ