اقبال لاهوریزبور عجم (فهرست)

شمارهٔ 100-چو خورشید سحر پیدا نگاهی می توان کردن

1. چو خورشید سحر پیدا نگاهی می توان کردن

2. همین خاک سیه را جلوه گاهی میتوان کردن

3. نگاه خویش را از نوک سوزن تیز تر گردان

4. چو جوهر در دل آئینه راهی میتوان کردن

5. درین گلشن که بر مرغ چمن راه فغان تنگ است

6. بانداز گشود غنچه آهی می توان کردن

7. نه این عالم حجاب او را نه آن عالم نقاب او را

8. اگر تاب نظر داری نگاهی میتوان کردن

9. « تو در زیر درختان همچو طفلان آشیان بینی»

10. به پرواز آکه صید مهر و ماهی میتوان کردن


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گل از نسرین همی‌پرسد که چون بودی در این غربت
* همی‌گوید خوشم زیرا خوشی‌ها زان دیار آمد
شعر کامل
مولوی
* رازی که سر به مهر ادب بود عمرها
* آخر ز کاسه سر منصور شد بلند
شعر کامل
صائب تبریزی
* منم آن شاعر ساحر که به افسون سخن
* از نی کلک همه قند و شکر می‌بارم
شعر کامل
حافظ