اقبال لاهوریزبور عجم (فهرست)

شمارهٔ 44-بده آندل که مستی های او از بادهٔ خویش است

1. بده آندل که مستی های او از بادهٔ خویش است

2. بگیر آندل که از خود رفته و بیگانه اندیش است

3. بده آندل بده آن دل که گیتی را فراگیرد

4. بگیر این دل بگیر این دل که در بند کم و بیش است

5. مرا ای صید گیر از ترکش تقدیر بیرون کش

6. جگر دوزی چه می آید از آن تیری که در کیش است

7. نگردد زندگانی خسته از کار جهان گیری

8. جهانی در گره بستم جهانی دیگری پیش است


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ابر و باران و من و یار ستاده به وداع
* من جدا گریه کنان، ابر جدا، یار جدا
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی
* ثنا و حمد بی‌پایان خدا را
* که صنعش در وجود آورد ما را
شعر کامل
سعدی
* خاموش که سرمستم بربست کسی دستم
* اندیشه پریشان شد تا باد چنین بادا
شعر کامل
مولوی