اقبال لاهوریزبور عجم (فهرست)

شمارهٔ 73-خضر وقت از خلوت دشت حجاز آید برون

1. خضر وقت از خلوت دشت حجاز آید برون

2. کاروان زین وادی دور و دراز آید برون

3. من به سیمای غلامان فر سلطان دیده ام

4. شعلهٔ محمود از خاک ایاز آید برون

5. عمر ها در کعبه و بتخانه می نالد حیات

6. تا ز بزم عشق یک دانای راز آید برون

7. طرح نو می افکند اندر ضمیر کائنات

8. ناله ها کز سینهٔ اهل نیاز آید برون

9. چنگ را گیرید از دستم که کار از دست رفت

10. نغمه ام خون گشت و از رگهای ساز آید برون


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست
* وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست
شعر کامل
حافظ
* باور مکن که صورت او عقل من ببرد
* عقل من آن ببرد که صورت نگار اوست
شعر کامل
سعدی
* دستگیری نتوان داشت توقع ز غریق
* اهل دنیا همه درمانده تر از یکدگرند
شعر کامل
صائب تبریزی