فردوسی_شاهنامهپادشاهی بهرام گور (فهرست)

شمارهٔ 13

1. به هشتم بیامد به دشت شکار

2. خود و روزبه با سواری هزار

3. همه دشت یکسر پر از گور دید

4. ز قربان کمان کیان برکشید

5. دو زاغ کمان را به زه بر نهاد

6. ز یزدان پیروزگر کرد یاد

7. بهاران و گوران شده جفت جوی

8. ز کشتن به روی اندر آورده روی

9. همی پوست کند این ازآن آن ازین

10. ز خونشان شده لعل روی زمین

11. همی بود بهرام تا گور نر

12. به مستی جدا شد یک از یک دگر

13. چو پیروز شد نره گور دلیر

14. یکی ماده را اندر آورد زیر

15. به زه داشت بهرام جنگی کمان

16. بخندید چون گور شد شادمان

17. بزد تیر بر پشت آن گور نر

18. گذر کرد بر گور پیکان و پر

19. نر و ماده را هر دو بر هم بدوخت

20. دل لشکر از زخم او بر فروخت

21. ز لشکر هرانکس که آن زخم دید

22. بران شهریار آفرین گسترید

23. که چشم بد از فر تو دور باد

24. همه روزگاران تو سور باد

25. به مردی تواندر زمانه نوی

26. که هم شاه و هم خسرو و هم گوی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* یک دست جام باده و یک دست جعد یار
* رقصی چنین میانه میدانم آرزوست
شعر کامل
مولوی
* زلف پر چین تو مشاطه شبی شانه نکرد
* که دو صد خون به دل محرم و بیگانه نکرد
شعر کامل
فروغی بسطامی
* همه شادی و عشرت باشد، ای دوست
* در آن خانه که مهمانش تو باشی
شعر کامل
عراقی