فیض کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 104

1. ای آنکه توئی قبله ارباب کیاست

2. چون تو نبود راهنمائی بنفاست

3. گر دعوی دانش کنی از بهر مباهات

4. تسخیر نموده است ترا حبّ ریاست

5. ای سایس اغیار بتعلیم و هدایت

6. نفس دغلت را نکنی هیچ سیاست

7. ای حارس بیگانه ز انواع جهالت

8. خود را نکنی هیچ زابلیس حراست

9. عیب جلی خویش نه بینی بدو دیده

10. عیب خفی غیر بیابی بفراست

11. گوئی همه را درس بقانون و اشارات

12. خود هیچ شفائی نبیابی ز دراست

13. تمییز شریفان و خسیسان زتو پرسند

14. از نفس شریفت نکنی دور خساست

15. باطن همه آلبوده بانواع رذایل

16. پاکیزه کنی ظاهر خود را زنجاست

17. بینی بدی از کس نکنی صبر بر اخفا

18. ور نیک عداوت کنی از رشک و نفاست

19. گوئی همه جا عیب کسانرا بعلالا

20. در خویش نه بینی شره و بخل و شراست

21. اصلاح خود او لیست زدلها خبرت نیست

22. در کار کسان کار مفرمای کیاست

23. هر تخم که کاری ثمر آن در وی فیض

24. میکن بنکو کاری انواع غراست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ای نفس خرم باد صبا
* از بر یار آمده‌ای مرحبا
شعر کامل
سعدی
* گل از نسرین همی‌پرسد که چون بودی در این غربت
* همی‌گوید خوشم زیرا خوشی‌ها زان دیار آمد
شعر کامل
مولوی
* داغی که به امید نمک چشم گشوده است
* مپسند که از مرهم کافور شود خشک
شعر کامل
صائب تبریزی