فیض کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 187

1. من کجا جان برم زدست غمت

2. وه که با من چه میکند ستمت

3. بغمت جان دهم که در محشر

4. باشم از خیل گشتگان غمت

5. چون شوم خاک در ره تو فتم

6. تا قیامت سر من و قدمت

7. غمزه ات گه ستم کند بر من

8. داد من گاه خواهد از ستمت

9. ستمت هر چه میکند کرمست

10. حاشا لله چها کند کرمت

11. ستمی دم بدم کرامت کن

12. ای کرمها خجل بر ستمت

13. سخن عشق چون تو بسی فیض

14. لوح سوزد ز آتش قلمت


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چون سنبل تو سلسله بر ارغوان نهاد
* آشوب در نهاد من ناتوان نهاد
شعر کامل
خواجوی کرمانی
* فریاد مردمان همه از دست دشمنست
* فریاد سعدی از دل نامهربان دوست
شعر کامل
سعدی
* گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
* زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس
شعر کامل
حافظ