فیض کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 250

1. خوشا آن سر که سودای تو دارد

2. خوشا آندل که غوغای تو دارد

3. ملک غیرت برد افلاک حسرت

4. جنونی را که شیدای تو دارد

5. دلم در سر تمنای وصالت

6. سرم در دل تماشای تو دارد

7. فرود آید بجز وصل تو هیهات

8. سر شوریده سودای تو دارد

9. دلم کی باز ماند چون بپرواز

10. هوای قاف عنقای تو دارد

11. چو ماهی می‌طپم بر ساحل هجر

12. که جانم عشق در پای تو دارد

13. دل و جانرا کنم ماوای آن کو

14. دل و جان بهر ماوای تو دارد

15. نهم در پای آن شوریده سر کو

16. سر شوریده در پای تو دارد

17. فدایت چون کنم بپذیر جانا

18. چرا کاین سر تمنای تو دارد

19. چگونه تن زند از گفت‌وگویت

20. چو در سر فیض هیهای تو دارد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* سعدی از جور فراقت همه روز این می‌گفت
* عهد بشکستی و من بر سر پیمان بودم
شعر کامل
سعدی
* چه کنی دنیا بی‌دین و خرد زیرا
* خوش نباشد نان بی‌زیره و آویشن
شعر کامل
ناصرخسرو
* برون از خود ندارد چاره ای درد دل عاشق
* همان کف مرهم کافور باشد زخم دریا را
شعر کامل
صائب تبریزی