فیض کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 323

1. بوئی از گلستان جان آمد

2. بتن مردگان روان آمد

3. مرهم داغ سینه افکار

4. صحبت جان ناتوان آمد

5. زنگ دلهای عاشقان بزدود

6. رنگ بر روی عاشقان آمد

7. بوی رحمانی از یمن بوزید

8. مصطفی را ز حق نشان آمد

9. خار غم در دل زمانه شکست

10. گل صحرای لا مکان آمد

11. رستخیز از زمین دل برخواست

12. اهل دل را بهار جان آمد

13. کشتگان فراق زنده شدند

14. موسم حشر کشتگان آمد

15. تن افسرده گرم و خرم شد

16. دی تن را تموز جان آمد

17. مهر جانرا بهار تازه رسید

18. دشمن جان مهر جان آمد

19. آب در نهر دهر جاری شد

20. رنگ بر روی آسمان آمد

21. در دل دوستان گل و گلزار

22. بر سر دشمنان سنان آمد

23. تیغ شد دست بولهب ببرید

24. بهر حماله ریسمان آمد

25. بهر فرعون گشت اژدرها

26. چوب تعلیمی شبان آمد

27. آب شد بهر سبطیان بیغش

28. خون شد از بهر قبطیان آمد

29. منکرانرا جحیم و آتش و دود

30. دل ما را نعیم جان آمد

31. وصف آن بو ز بس حلاوت داشت

32. فیض را آب در دهان آمد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* فریاد مردمان همه از دست دشمنست
* فریاد سعدی از دل نامهربان دوست
شعر کامل
سعدی
* گرد مشکست که گرد گل رویت بدمید
* یا بنفشه‌ست که پیرامن نسرین بگرفت
شعر کامل
خواجوی کرمانی
* دختر رز چند روزی شد که از ما گم شده‌ست
* رفت تا گیرد سر خود، هان و هان حاضر شوید
شعر کامل
حافظ