فیض کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 430

1. یاران میم ز بهر خدا در سبو کنید

2. آلوده غمم بمیم شست و شو کنید

3. جام لبالب می از آن دستم آرزوست

4. بهر خدا شفاعت من نزد او کنید

5. چو مست می شوید ز شرب مدام دوست

6. مستی بنده هم بدعا آرزو کنید

7. ابریق می دهید مرا تا وضو کنم

8. در سجده‌ام بجانب میخانه رو کنید

9. بیمار چون شوم ببریدم بمیکده

10. از بهر صحتم بخم پی فرو کنید

11. از خویش چون روم بمیم باز آورید

12. آیم به خویش باز میم در گلو کنید

13. وقت رحیل سوی من آرید ساغری

14. رنگم چو زرد شد بمیم سرخ رو کنید

15. تابوت من ز تاک و کفن هم ز برگ تاک

16. در میکده بباده مرا شست و شو کنید

17. تا زنده‌ام نمیروم از میکده برون

18. بعد از وفات نیز بدان سوم رو کنید

19. در خاکدان من بگذارید یک دو خم

20. دفنم چو میکنید میم در گلو کنید

21. از مرقدم بمیکده‌ها جویها کنید

22. از هر خم و سبوی رهی هم بجو کنید

23. دردی کشان ز هم چو بپاشد وجود من

24. در گردن شما که ز خاکم سبو کنید

25. ناید بغیر ریزهٔ خم یا سبو بدست

26. هر چند خاکدان مرا جست‌وجو کنید

27. بی بادگان چو مستیتان آرزو شود

28. آئید و خاک مقبرهٔ فیض بو کنید


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر
* کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
شعر کامل
مولوی
* می و ساقی چه باشد نیست جز حق
* خدا داند که این عشق از چه باب است
شعر کامل
مولوی
* با ما بساز یکنفس آخر که همچو عود
* ما را بسوخت مطربهٔ پرده‌ساز باز
شعر کامل
خواجوی کرمانی