فیض کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 581

1. گه جلوه لاهوت دهد جام شرابم

2. گه عشوهٔ نا سوت فریبد بسرابم

3. گه نقل و کباب از کف جانانه ستانم

4. گه فرقت جانانه کند سینه کبابم

5. جز محنت دوریش عقابی نشناسم

6. جز شادی نزدیکی او نیست ثوابم

7. بی‌دوست یکی تشنه لب گرسنه چشمم

8. با دوست چو باشم همه نانم همه آبم

9. شد عمر گرامی همه در مدرسها صرف

10. کو عشق که فارغ کند از درس و کتابم

11. کو عشق که معمور کند خانه دل را

12. عمریست ز ویرانی دل خانه خرابم

13. تا چند درین باد به سرگشته توان بود

14. ای خضر خدا ره بنما راه صوابم

15. فیض و سر تسلیم و رضا بر قدم دوست

16. گر تیغ کشد بر سر من روی نتابم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* خوشم از گریه خود، گر چه همه خون دل است
* زانکه بوی تو ز هر قطره خون می آید
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی
* در حسرت بنفشه خطان زمانه است
* چشمی که ما سفید چو بادام کرده ایم
شعر کامل
صائب تبریزی
* شرم از آن چشم سیه بادش و مژگان دراز
* هر که دل بردن او دید و در انکار من است
شعر کامل
حافظ