فیض کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 905

1. در حسن بتان دلبر ما بلکه تو باشی

2. در غمزه زنان هوشبر ما بلکه تو باشی

3. چشم از رخ خوبان نکنم جانب محراب

4. بر ابروشان عشوه نما بلکه تو باشی

5. در زلف بتان کیست نهان رهزن دلها

6. زیر شکن زلف دو تا بلکه تو باشی

7. گستاخ بهر جا نتوانم نظر افکند

8. پنهان ز نظرها همه جا بلکه تو باشی

9. از کس نکنم شکوه چرا گفت و چرا کرد

10. دارنده بر آن جور و جفا بلکه تو باشی

11. بی پا و سر افتم بره بیسر و پایان

12. پا و سر هر بیسر و پا بلکه تو باشی

13. بر گفتهٔ فیض اهل دلی نکته نگیرد

14. گوینده پس پردهٔ ما بلکه تو باشی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* نمی سوزم اگر برق اجل در خرمنم افتد
* که من در خوشگی از کاه گندم را جدا کردم
شعر کامل
صائب تبریزی
* چو دشمن بود شاه را کشته به
* گر آواره از جنگ برگشته به
شعر کامل
فردوسی
* بجز از نرگس پرخواب و رخ چون خور او
* تو مپندار که از خواب و خورم یاد آمد
شعر کامل
خواجوی کرمانی