فروغی بسطامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 311

1. من خراب نگه نرگس شهلای توام

2. بی خود از بادهٔ جام و می مینای توام

3. تو به تحریک فلک فتنهٔ دوران منی

4. من به تصدیق نظر محو تماشای توام

5. می‌توان یافتن از بی سر و سامانی من

6. که سراسیمهٔ گیسوی سمن‌سای توام

7. اهل معنی همه از حالت من حیرانند

8. بس که حیرت‌زدهٔ صورت زیبای توام

9. تلخ و شیرین جهان در نظرم یکسان است

10. بس که شوریده‌دل از لعل شکرخای توام

11. مرد میدان بلای دو جهان دانی کیست

12. من که افتادهٔ بالای دلارای توام

13. سر مویی به خود از شوق نپرداخته‌ام

14. تا گرفتار سر زلف چلیپای توام

15. بس که سودای تو از هر سر مویم سر زد

16. مو به مو با خبر از عالم سودای توام

17. زیر شمشیر تو امروز فروغی می‌گفت

18. فارغ از کشمکش شورش فردای توام


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گر تیغ برکشد که محبان همی‌زنم
* اول کسی که لاف محبت زند منم
شعر کامل
سعدی
* همای بر همه مرغان از آن شرف دارد
* که استخوان خورد و جانور نیازارد
شعر کامل
سعدی
* خرمن بباد بر دهی از بهر گندمی
* وینم عجب که روضهٔ رضوان طلب کنی
شعر کامل
خواجوی کرمانی