قاآنی_دیوانترکیب ها (فهرست)

شمارهٔ 12 - در ستایش والی یزد علی‌خان خلف امیر حسین‌خان نظام‌الدوله

1. بالای تو سروست نه یک باغ نهالست

2. ابروی تو طاقست نه یک جفت هلالست

3. زلف تو شبست آن نه شبستان فراقست

4. روی تو گلست آن نه گلستان وصالست

5. یک زوج غزالست دو چشم تو نه حاشا

6. یک زوج کدامست که یک فوج غزالست

7. آن خلعت دیباست نه بل طلعت زیباست

8. آن دام خیالست نه بل دانهٔ خالست

9. مویست میان تو نه مو محض گمانست

10. هیچست دهان تو بلی صرف خیالست

11. گلگونه نخواهد رخ گلگون تو زنهار

12. گلگونه روا نیست برآن گونه که آلست

13. رخسار تو تشنه است به دل بردن ما نه

14. دلهاست بر او تشنه که او آب زلالست

15. حسن تو به سرحد کمالست نه حاشا

16. گامی دو سه بالا ترگ از حد کمالست

17. سرخط جداییست خط سبز تو زنهار

18. سرخط خداییست که این حد جمالست

19. گویی که‌ خوری باده بلی این چه حدیثست

20. پرسی که دهم بوسه نعم این چه سوالست

21. تا روی تو پیرامن موی تو ندیدم

22. اقرار نکردم که ملک را پر و بالست

23. غمگین مشو ار وصف جمال تو نکردم

24. کز وصف تو میر جهان ناطقه لالست

25. میری که بود حافظ زندان سکندر

26. وز حکم مَلک مُلک سلیمانش مسخر

27. روی تو بهارست نگارا نه بهشتست

28. همشیرهٔ حورست نه فرزند فرشته است

29. در طینت تو کرده خدا دل عوض گل

30. وانگه به دل آب به مهتاب سرشته اس

31. زلف تو عبیرست نه عودست نه دودست

32. جعد تو کمندست نه‌بندست نه‌رشته است

33. روی تو رسیدست به سرحد نکویی

34. نی نی که‌از آن‌حد قدمی چندگذشته است

35. بیناست خرد لیکن در عشق توکورست

36. زیباست بهشت اما با حس‌ تو زشتست

37. زلفین توگر تیره نماید عجبی نیست

38. کز تابش‌ خورشید جمال تو برشته است

39. باید که ز خط حسن تو بیرون ننهد پای

40. من‌ خوانده‌ام آن‌ خط که به ‌روی تو نوشته است

41. در عهد تو خورشید کس از سایه نداند

42. کاو نیز شب و روز به ‌دنبال تو گشته است

43. در بزم تو ره ‌نیست ز بس خسته که بستست

44. در کوی تو جانیست ز بس کشته که پشته است

45. گویی که خدا چون دل بدخواه خداوند

46. در طینت تو تخم وفا هیچ نکشته است

47. آن کس که به دل مهر خداوند ندارد

48. بالله که علاجی به جز از بند ندارد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* نرگس بیمار تو گشته پرستار من
* تا چه کند این طبیب با دل بیمار من
شعر کامل
فروغی بسطامی
* گهی زلفش پریشان می‌کند یک دشت سنبل را
* گهی رخسارش آتش می‌زند یک باغ نسرین را
شعر کامل
فروغی بسطامی
* شکایتی که ز زلف دراز اوست مرا
* به گفتن و به شنیدن نمی شود آخر
شعر کامل
صائب تبریزی