قدسی مشهدی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 377

1. کرده تا عشق تو چون نقش قدم پامالم

2. هیچ‌کس نیست که حسرت نخورد بر حالم

3. در بیابان بلا، گو مدد خضر مباش

4. غم به هرسو که روم، می‌رود از دنبالم

5. چشم، مشتاق و حیا قفل زبان می‌گردد

6. صد سخن در دل و پیش تو ز حسرت لالم

7. خواری عشق چنانم ز نظرها افکند

8. که در آیینه نیاید به نظر، تمثالم

9. چون نهالی که موافق فتدش آب و هوا

10. هست در عشق به از سال دگر، هر سالم

11. من مجنون چو به صحرا روم از شهر، آیند

12. آهوان تا در دروازه به استقبالم

13. شمع را رقص نماید تپش پروانه

14. آشنا کاش ز بیگانه بپرسد حالم

15. قید جاوید، مرا قوت پرواز دهد

16. ترسم افتم ز هوا، گر بگشایی بالم

17. نکند همتم اقبال سوی بخت بلند

18. ورنه پستی نبود قاعده اقبالم

19. نه چو جم جام شناسم، نه چو خضر آب حیات

20. کرده خونابه‌کشی از همه فارغ‌بالم

21. قدسی از ناله ماتم‌زدگان یابم فیض

22. هرگز از جا نبرد زمزمه اقبالم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چشم گریست خون و دل گفت که یاس من نگر
* زانکه خزان وصل را یاسمنم، دریغ من
شعر کامل
خاقانی
* شمع جانم را بکشت آن بی‌وفا
* جای دیگر روشنایی می‌کند
شعر کامل
سعدی
* رنگ بر روی سهیل از عرق شرم نماند
* این چه رنگ است که آن سیب ز نخدان دارد
شعر کامل
صائب تبریزی