قدسی مشهدی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 453

1. چنان افتاده‌ام از کار، بهر لاله رخساری

2. که غیر از دیدن رویش نمی‌آید ز من کاری

3. فضای سینه را چندان که می‌جویم، نمی‌یابم

4. ز یاران به دل نزدیک، غیر از ناوکش یاری

5. نگاهی داشت هر سو گرم، ساقی دوش در مجلس

6. نمی‌دانم که آتش در که زد، من سوختم باری

7. ز زلف یار نتوانم بریدن دل به آسانی

8. که بر وی عمرها شد بسته دارم دل به هر تاری

9. ز شیخ و برهمن ناید طریق عشق ورزیدن

10. یکی مشغول تسبیحی، یکی در بند زناّری


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چیست فزون از دو جهان شهر عشق
* بهتر از این شهر و دیاریم نیست
شعر کامل
مولوی
* ملامتگوی عاشق را چه گوید مردم دانا
* که حال غرقه در دریا نداند خفته بر ساحل
شعر کامل
سعدی
* بسان دانه نارست اندر زعفران غلتان
* زشوقش اشک رنگینم که بر رخسار می آید
شعر کامل
سیف فرغانی