حافظ_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 192

1. سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند

2. همدم گل نمی‌شود یاد سمن نمی‌کند

3. دی گله‌ای ز طره‌اش کردم و از سر فسوس

4. گفت که این سیاه کج گوش به من نمی‌کند

5. تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او

6. زان سفر دراز خود عزم وطن نمی‌کند

7. پیش کمان ابرویش لابه همی‌کنم ولی

8. گوش کشیده است از آن گوش به من نمی‌کند

9. با همه عطف دامنت آیدم از صبا عجب

10. کز گذر تو خاک را مشک ختن نمی‌کند

11. چون ز نسیم می‌شود زلف بنفشه پرشکن

12. وه که دلم چه یاد از آن عهدشکن نمی‌کند

13. دل به امید روی او همدم جان نمی‌شود

14. جان به هوای کوی او خدمت تن نمی‌کند

15. ساقی سیم ساق من گر همه درد می‌دهد

16. کیست که تن چو جام می جمله دهن نمی‌کند

17. دستخوش جفا مکن آب رخم که فیض ابر

18. بی مدد سرشک من در عدن نمی‌کند

19. کشته غمزه تو شد حافظ ناشنیده پند

20. تیغ سزاست هر که را درد سخن نمی‌کند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است
* به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را
شعر کامل
حافظ
* چو غنچه نکهت خود از صبا دریغ مدار
* ز آشنا سخن آشنا دریغ مدار
شعر کامل
صائب تبریزی
* از مروت نیست منع صوفی از ذکر بلند
* مهر خاموشی در آتش چون زند بر لب سپند؟
شعر کامل
صائب تبریزی