حافظ_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 476

1. نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی

2. گذر به کوی فلان کن در آن زمان که تو دانی

3. تو پیک خلوت رازی و دیده بر سر راهت

4. به مردمی نه به فرمان چنان بران که تو دانی

5. بگو که جان عزیزم ز دست رفت خدا را

6. ز لعل روح فزایش ببخش آن که تو دانی

7. من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست

8. تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

9. خیال تیغ تو با ما حدیث تشنه و آب است

10. اسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانی

11. امید در کمر زرکشت چگونه ببندم

12. دقیقه‌ایست نگارا در آن میان که تو دانی

13. یکیست ترکی و تازی در این معامله حافظ

14. حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* صندل از بهر سر مردم بیدرد بود
* چوب دارست علاج سر دیوانه عشق
شعر کامل
صائب تبریزی
* دولت عشق بین که چون از سر فقر و افتخار
* گوشه تاج سلطنت می‌شکند گدای تو
شعر کامل
حافظ
* با نسخۀ طبیب چه کار آن مریض را
* کز خون دیده شربت و از غم غذا کند
شعر کامل
جامی