هلالی جغتایی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 152

1. هر گه آن قصاب خنجر بر گلوی من نهد

2. می‌نهم سر بر زمین تا پا به روی من نهد

3. آن که هر سو کشته‌ای سر می‌نهد بر پای او

4. کشتهٔ آنم که روزی پا به سوی من نهد

5. خوی او تندست با من، گو: رقیب سنگ‌دل

6. تا برآرد تیغ و پیش تندخوی من نهد

7. دفع سودای سر زلف تو نتواند حکیم

8. گر دو صد زنجیر بر هر تار موی من نهد

9. گرد غم را گر به آب دیده بنشانم دمی

10. باز برخیزد قدم در جستجوی من نهد

11. بوی مشک آید از اوراق هلالی سال‌ها

12. گر دمی پیش غزال مشک‌بوی من نهد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است
* صراحی می ناب و سفینه غزل است
شعر کامل
حافظ
* مباش وقت سحر بی ستاره ریزی اشک
* که نور چهره گردون ز گریه سحری است
شعر کامل
صائب تبریزی
* چو خورشید زرین سپر برگرفت
* شب آن شعر پیروزه بر سر گرفت
شعر کامل
فردوسی