هلالی جغتایی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 26

1. گه نمک ریزد به خم، گه بشکند پیمانه را

2. محتسب تا چند در شور اورد می‌خانه را؟

3. هر کجا شب‌ها ز سوز خویش گفتم شمه‌ای

4. شمع را بگداختم، آتش زدم پروانه را

5. قصه پنهان ما افسانه شد، این هم خوشست

6. پیش او شاید رفیقی گوید این افسانه را

7. این همه بیگانگی با آشنایان بس نبود؟

8. کاشنای خویش کردی مردم بیگانه را

9. از هلالی دیگر ای ناصح، خردمندی مجوی

10. بیش از این تکلیف هشیاری مکن دیوانه را


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* عشق و شباب و رندی مجموعه مراد است
* چون جمع شد معانی گوی بیان توان زد
شعر کامل
حافظ
* عیب شیرین دهنان نیست که خون می‌ریزند
* جرم صاحب نظرانست که دل می‌بندند
شعر کامل
سعدی
* آن کس از دزد بترسد که متاعی دارد
* عارفان جمع بکردند و پریشانی نیست
شعر کامل
سعدی