هلالی جغتایی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 79

1. روز من شب شد و آن ماه به راهی نگذشت

2. این چه عمری‌ست که سالی شد و ماهی نگذشت؟

3. ذوق آن جلوه مرا کشت که وی از سر ناز

4. آمد و گاه گذشت از من و گاهی نگذشت

5. عمر بگذشت و همان روز سیه در پیش‌ست

6. در همه عمر چنین روز سیاهی نگذشت

7. قصهٔ شهر دل و لشکر اندوه مپرس

8. که از آن عرصه به این ظلم سپاهی نگذشت

9. نگذشت آن مه و زارست هلالی به رهش

10. حال درویش خراب‌ست که شاهی نگذشت


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ای آنکه ز کفر دین تو بیرون آری
* وز کوه و کمر نگین تو بیرون آری
شعر کامل
عطار
* می نماید تلخی بادام آخر خویش را
* گرچه شیرین کار او را در شکر پنهان کند
شعر کامل
صائب تبریزی
* در ماهتاب دوش خرامان همی شدی
* ماهت بدید و چادر شب پیش رو گرفت
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی