جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 1520

1. عجب مطبوع و موزونی، عجب زیبا و رعنایی

2. عجب شوخ دل آشوبی، عجب ماه دلارایی

3. به غمزه آفتِ جانی، به قامت سرو بستانی

4. به رخ شمع شبستانی، به لب لعل شکرخایی

5. دلی دارم ز غم پر خون، غمی دارم ز حد بیرون

6. دریغا گر تو بر حالِ من بیدل نبخشایی

7. اجل نزدیک شد دور از توام آخر چه کم گردد

8. اگر روزی قدم در پرسش من رنجه فرمایی

9. قدت یارب چه موزونست کز رفتار شیرینش

10. قیامت خیزد اندر شهر اگر ناگه برون آیی

11. اساس عشق محکم گشت و بنیاد خرد ویران

12. اغيثونی اخلّایی اعینونی احّبایی

13. دلم بس خلوت تاریک و تنگ آمد بیا جانا

14. درونِ منظر چشمم نشین یک دم چو بینایی

15. رو ای همدم تو در بزم طرب با دوستان خوش زی

16. رها کن تا بمیرد جامی اندر کنج تنهایی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بکوشیم وز کوشش ما چه سود
* کز آغاز بود آنچ بایست بود
شعر کامل
فردوسی
* چو خورشید تیغ از میان برکشید
* سپاه شب تیره شد ناپدید
شعر کامل
فردوسی
* عهد کردیم که بی دوست به صحرا نرویم
* بی تماشاگه رویش به تماشا نرویم
شعر کامل
سعدی