جامی_دیوانقطعه ها (فهرست)

قطعه شمارۀ 116

1. سفله ای می خواست عذر عارفی کز آمدن

2. سوی تو مانع مرا اشغال گوناگون بود

3. گفت خامش کن که گر سویم نیاید چون تویی

4. منّت ناآمدن از آمدن افزون بود


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی
* تو نمایندهٔ فضلی تو سزاوار ثنایی
شعر کامل
سنایی
* پندم مده ای دوست که دیوانه سرمست
* هرگز به سخن عاقل و هشیار نباشد
شعر کامل
سعدی
* دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت
* بشکست عهد وز غم ما هیچ غم نداشت
شعر کامل
حافظ