جامی_هفت اورنگتحفة‌الاحرار (فهرست)

قسمت 14 - حکایت درازدستی وزیر

1. بود یکی شاه که در ملک و مال

2. عهد وزیری چو رسیدی به سال

3. دست قلمساش جدا ساختی

4. چون قلم از بند برانداختی

5. هر که گرفتی ز هوا دست او

6. پایهٔ اقبال شدی پست او

7. دست وزارت به وی آراستی

8. جان حسود از حسدش کاستی

9. روزی ازین قاعدهٔ ناپسند

10. ساخت جدا دست وزیری ز بند

11. دست بریده به هوا برفکند

12. تاش بگیرند، صلا در فکند

13. چشم خرد کرد فراز آن وزیر

14. دست دگر کرد دراز آن وزیر

15. دست خود از بی‌خردی خود گرفت

16. بهر وزارت ره مسند گرفت

17. تجربه نگرفت ز دست نخست

18. دست خود از دست دگر نیز شست

19. جامی از آن پیش که دست اجل

20. دست تو کوتاه کند از عمل

21. دست امل از همه کوتاه کن

22. در صف کوته‌املان راه کن


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* نقطه هایی که درین دایره فرد آمده اند
* همه حیرت زده گردش این پرگارند
شعر کامل
صائب تبریزی
* مخند ای نوجوان زنهار بر موی سفید ما
* که این برف پریشان سیر بر هر بام می بارد
شعر کامل
صائب تبریزی
* صبا خاک وجود ما بدان عالی جناب انداز
* بود کان شاه خوبان را نظر بر منظر اندازیم
شعر کامل
حافظ