جامی_هفت اورنگخردنامه اسکندری (فهرست)

قسمت 3 - گفتار در فضایل سخن و سخنوری

1. سخن ز آسمان‌ها فرود آمده‌ست

2. بر اقلیم جان‌ها فرود آمده‌ست

3. بود تابش ماه و مهر از سخن

4. بود گردش نه سپهر از سخن

5. سخن مایهٔ سحر و افسو بود

6. به تخصیص وقتی که موزون بود

7. زدم عمری از بی‌مثالان مثل

8. سرودم به وصف غزالان غزل

9. نمودم ره راست عشاق را

10. ز آوازه پر کردم آفاق را

11. به قصد قصاید شدم تیزگام

12. برآمد به نظم معمام نام

13. ز بی‌چارگی‌ها درین چارسوی

14. به قول رباعی شدم چاره‌جوی

15. کنون کرده‌ام پشت همت قوی

16. دهم مثنوی را لباس نوی

17. کهن مثنوی‌های پیران کار

18. که مانده‌ست از آن رفتگان یادگار،

19. اگرچه روان‌بخش و جان‌پرورست

20. در اشعار نو لذت دیگرست

21. دل نونیازان کوی امید

22. خط سبز خواهد نه موی سفید

23. دریغا که بگذشت عمر شریف

24. به جمع قوافی و فکر ردیف

25. کند قافیه تنگ بر من نفس

26. از آن چون ردیف‌ام فتد کار پس

27. نیاید برون حرفی از خامه‌ام

28. که نبود سیه‌رویی نامه‌ام


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* پیش کمان ابرویش لابه همی‌کنم ولی
* گوش کشیده است از آن گوش به من نمی‌کند
شعر کامل
حافظ
* از آتش سودایت دارم من و دارد دل
* داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی
شعر کامل
رهی معیری
* آن کس که تو را دارد از عیش چه کم دارد
* وان کس که تو را بیند ای ماه چه غم دارد
شعر کامل
مولوی