کمال خجندی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 135

1. درد کز دل خاست درمانیش نیست

2. خون که دلبر ریخت تاوانیش نیست

3. از لبت دورم چو مهجورم ز تو

4. جان ندارد هر که جانانیش نیست

5. بی رخت شد چون دهانت عیش من

6. تنگ عیش است آنکه بستانیش نیست

7. پیشه رندان پارسا طفل رهست

8. لاجرم جز چشم گریانیش نیست

9. نیست مسکینی که بر بویت چو عود

10. دود پیدا سوز پنهانیش نیست

11. پیر ما بوسی از آن لب بر نکند

12. چون کند بیچاره دندانیش نیست

13. نیست بیار لذتی در خور کمال

14. بی نمک خوانی که مهمانیش نیست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* دنیی آن قدر ندارد که برو رشک برند
* یا وجود و عدمش را غم بیهوده خورند
شعر کامل
سعدی
* همچنان طفلی که در وحشت سرایی مانده است
* دل درون سینه ام بی طاقتی ها می کند
شعر کامل
رهی معیری
* سرو آزاد به بالای تو می‌ماند راست
* لیکنش با تو میسر نشود رفتاری
شعر کامل
سعدی