کمال خجندی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 171

1. از کویت بفردوس اعلى دری است

2. نثار در تست هرجا سری است

3. تو رضوان نوشین لبی و شراب

4. ز دست تو هر قطره ای کوثری است

5. تو از رحمتی آبت و بند زلف

6. ز طاوس بر روی آیت پری است

7. مرو همچو بیانی از پیش چشم

8. درین گوشه بنشین که خوش منظری است

9. ز دودم بپرهیز کز سوز عشق

10. بهر عضو من آتش دیگری است

11. کجا ملک حسن تو باید شکست

12. که هر سر ز دل ها نرا لشکری است

13. عجب آتش است آتش دل کمال

14. که دوزخ ازین شعله خاکستری است


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* با همه مشک‌فشانی نتواند سنبل
* که خم زلف تو را بیند و تابی نزند
شعر کامل
هلالی جغتایی
* گویند به هم مردم عالم گله خویش
* پیش که روم من که زعالم گله دارم؟
شعر کامل
صائب تبریزی
* چنان به فکر تو در خویشتن فرو رفتیم
* که خشک شد چو سبو دست زیر سر ما را
شعر کامل
صائب تبریزی