کمال خجندی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 260

1. مطلع حسن جمال است آفتاب روی دوست

2. حسن مطلع بین که در مطلع حدیث روی دوست

3. آن خط از رحمت به خط سیر آمد آبتی

4. از زبان بیدلان تفسیر این آبت نکوست

5. ورد صبح و ذکر شامم وصف آن رویست و مو

6. این چه میمون صبح و شام و این چه زیا روی و موست

7. دل که چون گونیست در میدان عشق آشفته حال

8. گر بچوگان نسبت زلفت کند بیهوده گوست

9. سر بلندی بین که باز از دولت رندی مرا

10. بر سر دوشی که دی سجاده بود امشب سبوست

11. بی لبت گر شد لبالب ساغر از اشکم رواست

12. اولین چیزی که رفت اندر سر می آبروست

13. هر حریفی بیخود از می وز لب ساقی کمال

14. اهل مجلس سر بسر مست می و او مست دوست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* عیبجو دلدادگان را سرزنش ها میکند
* وای اگر با او کند دل آنچه با ما میکند
شعر کامل
رهی معیری
* بختم جوان و عقلم پیر ست لیک عشقش
* آورده زیر فرمان هم پیر و هم جوان را
شعر کامل
جامی
* با نسخۀ طبیب چه کار آن مریض را
* کز خون دیده شربت و از غم غذا کند
شعر کامل
جامی