کمال خجندی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 329

1. باز عید آمد و لبها ز طرب خندان شد

2. شادی عید پدیدار تو صد چندان شد

3. ماه در عید نپوشدرخ و باشد پیدا

4. پرده برگیر که دیگر نتوان پنهان شد

5. ابرویت داد به مردم ز مه عید نشان

6. همه را چشم به نظاره او حیران شد

7. هر که دیدت چو مه عید شب از گوشه بام

8. مست چون چشم تو در خانه خود غلطان شد

9. پسته هر عید گران بودی و بادام بقدر

10. از لب و چشم تو این عید همه ارزان شد

11. عادت این است که در عید نخستین بکشذ

12. غمزه را از چه به نا کشتن ما فرمان شد

13. صبر تا عید دگر چون نتوانست کمال

14. کرد عید دگر و بر در او قربان شد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* در ماهتاب دوش خرامان همی شدی
* ماهت بدید و چادر شب پیش رو گرفت
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی
* ساقی به چند رنگ می اندر پیاله ریخت
* این نقش‌ها نگر که چه خوش در کدو ببست
شعر کامل
حافظ
* گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
* آری شود ولیک به خون جگر شود
شعر کامل
حافظ